تست عنصر وجودی نویسنده پست:فنگ شویی شایگان تاریخ انتشار پست:1405-05-29 دستهبندی پست:دستهبندی نشده دیدگاههای پست:0 دیدگاه مرحله 1 از 6 آزمون عنصر وجودی ۲۱ سؤال کوتاه، ۵ دقیقه زمان، یک تصویر سهلایه از شخصیت تو. ایمیل شما شروع آزمون 1. اگر قرار باشد یک سال آینده زندگیات را بدون توجه به نظر دیگران انتخاب کنی، کدام حالت بیشتر برایت رضایتبخش است؟ داشتن زندگیای که احساس کنم پایههای محکمی دارد و بتوانم روی آن حساب کنم. اینکه در پایان سال ببینم نسبت به امروز جلوتر رفتهام و چیزهای تازهای ساختهام. اینکه سالی پر از تجربه، اتفاق و لحظههایی باشد که واقعاً مرا به وجد آوردهاند. اینکه در یک زمینه به سطحی برسم که خودم از کیفیت کارم راضی باشم. اینکه چیزهایی را تجربه کرده باشم که باعث شده خودم و زندگی را عمیقتر بفهمم. 2. وقتی به گذشته خودت نگاه میکنی، کدام اتفاق بیشتر باعث میشود احساس کنی «این واقعاً بخشی از من است»؟ زمانی که توانستم برای خودم یا دیگری تکیهگاهی باشم. زمانی که از یک نقطه شروع کردم و توانستم خودم را به مرحله دیگری برسانم. زمانی که با تمام وجود درگیر چیزی شدم و احساس کردم واقعاً زندگی میکنم. زمانی که کاری را با دقت و کیفیتی انجام دادم که به آن افتخار میکنم. زمانی که تجربهای عمیق باعث شد نگاه من به خودم یا دنیا تغییر کند. 3. اگر کسی بخواهد تو را بهتر بشناسد، کدام جمله احتمالاً تصویر نزدیکتری از تو به او میدهد؟ «وقتی چیزی برایم مهم باشد، سعی میکنم بتوان روی من حساب کرد.» «معمولاً دوست دارم ببینم بعد از این مرحله قرار است به کجا برسم.» «اگر چیزی برایم جذاب باشد، سخت میتوانم نسبت به آن بیتفاوت بمانم.» «معمولاً دوست دارم بفهمم بهترین شکل انجام دادن یک کار چیست.» «خیلی از چیزها را بیشتر از آنچه نشان میدهم، در ذهنم بررسی میکنم.» 4. وقتی قرار است درباره یک موضوع مهم نظر نهایی بدهی، معمولاً کدام اتفاق در ذهن تو بیشتر رخ میدهد؟ به این فکر میکنم که این انتخاب در زندگی واقعی چقدر قابل اتکاست. به این فکر میکنم که این انتخاب چه مسیرهای تازهای میتواند باز کند. متوجه میشوم نسبت به کدام گزینه کشش و اشتیاق بیشتری دارم. شروع میکنم به مقایسه جزئیات و پیدا کردن منطقیترین گزینه. مدتی با خودم میمانم تا ببینم در نهایت چه احساسی نسبت به آن پیدا میکنم. 5. کدام نوع موفقیت برای تو، حتی اگر دیگران چندان متوجه آن نشوند، ارزش بیشتری دارد؟ اینکه زندگیای ساخته باشم که احساس امنیت و رضایت در آن وجود داشته باشد. اینکه نسبت به گذشته رشد کرده و از محدوده قبلی خودم عبور کرده باشم. اینکه تجربهای داشته باشم که احساس کنم واقعاً ارزش زندگی کردن داشته است. اینکه در کاری به سطحی از مهارت و کیفیت رسیده باشم که برای خودم قابل احترام باشد. اینکه شناخت عمیقتری از خودم و مسیر زندگیام پیدا کرده باشم. مرحله قبل مرحله بعد 6. اگر بخواهی یک ویژگی از خودت را حفظ کنی، حتی اگر بعضی ویژگیهای دیگر تغییر کنند، کدام را انتخاب میکنی؟ اینکه بتوانم در شرایط مختلف روی خودم و تواناییهایم تکیه کنم. اینکه همیشه امکان تغییر و رشد را برای خودم باز بگذارم. اینکه اشتیاق و علاقهام نسبت به زندگی را از دست ندهم. اینکه استانداردی برای درست انجام دادن کارها داشته باشم. اینکه ارتباطم با احساس و درک درونی خودم را حفظ کنم. 7. اگر مجبور باشی یکی از این جملهها را بهعنوان یک اصل شخصی برای زندگی انتخاب کنی، کدام بیشتر با تو هماهنگ است؟ «چیزی که ارزش ساختن دارد، باید بتواند دوام بیاورد.» «همیشه میتوانم از جایی که هستم، قدم بعدی را پیدا کنم.» «زندگی زمانی ارزشمند است که بتوانم واقعاً آن را تجربه کنم.» «چیزی که انجام میدهم، باید تا جای ممکن درست انجام شود.» «همیشه چیزهایی هست که باید عمیقتر فهمیده شوند.» 8. فرض کن بعد از یک روز بسیار شلوغ، چند ساعت کاملاً برای خودت وقت داری. احتمالاً ناخودآگاه به کدام سمت میروی؟ کاری میکنم که فضای اطرافم آرام و راحت شود و بعد استراحت میکنم. سراغ کاری میروم که حس کنم دوباره مرا به حرکت میاندازد. چیزی انتخاب میکنم که حال و هوایم را عوض کند و هیجان ایجاد کند. ترجیح میدهم ذهنم را مرتب کنم یا کاری را که عقب افتاده به سرانجام برسانم. ترجیح میدهم از همه فاصله بگیرم و مدتی بدون مزاحمت با خودم باشم. 9. اگر حرفی از یک نفر مدتها در ذهنت بماند، معمولاً چه چیزی باعث ماندگار شدن آن میشود؟ اینکه احساس کرده باشم قدر یا جایگاهم برای او مهم نبوده است. اینکه حرفش باعث شده درباره مسیر یا آینده خودم فکر کنم. اینکه حرفش احساس شدیدی در من ایجاد کرده باشد. اینکه احساس کنم حرفش ناعادلانه، نادرست یا غیرمنطقی بوده است. اینکه پشت حرفش چیزی باشد که هنوز نتوانستهام کاملاً بفهمم. مرحله قبل مرحله بعد 10. وقتی چیزی مطابق انتظارت پیش نمیرود، کدام حالت بیشتر ممکن است در درونت شکل بگیرد؟ نگرانی درباره اینکه چطور دوباره شرایط را به حالت قابلاطمینان برگردانم. بیقراری برای پیدا کردن راه دیگری. ناراحتی یا هیجانی که ابتدا شدید است و بعد فروکش میکند. درگیر شدن ذهن با اینکه دقیقاً چه چیزی اشتباه بوده است. عقب کشیدن خودم و فکر کردن طولانی به اتفاق. 11. کدام موقعیت بیشتر میتواند بدون اینکه دیگران متوجه شوند، آرامآرام تو را خسته کند؟ اینکه مدت زیادی احساس کنی شرایط زندگیات قابل پیشبینی نیست. اینکه مدت زیادی در یک وضعیت ثابت بمانی و احساس کنی جلو نمیروی. اینکه روزها شبیه هم شوند و چیزی برای هیجانزده شدن وجود نداشته باشد. اینکه مدام با بینظمی، ابهام یا کارهای ناقص روبهرو باشی. اینکه هیچ زمانی برای فاصله گرفتن از آدمها و فکر کردن به خودت نداشته باشی. 12. وقتی کسی که برایت مهم است حال خوبی ندارد، کدام واکنش بیشتر به حالت طبیعی تو نزدیک است؟ سعی میکنم کاری کنم که احساس کند تنها نیست و میتواند به من تکیه کند. سعی میکنم کمکش کنم راهی برای بهتر شدن شرایط پیدا کند. تلاش میکنم حال و انرژی او را تغییر دهم. سعی میکنم بفهمم مسئله دقیقاً چیست و چه راهحلی میتواند کمک کند. بیشتر گوش میدهم و اجازه میدهم خودش آنچه درونش هست را بیان کند. 13. کدام جمله درباره لحظاتی که تنها هستی، به تو نزدیکتر است؟ معمولاً از اینکه فضای امن و آرام خودم را داشته باشم لذت میبرم. ذهنم معمولاً به سمت برنامهها و کارهایی که میتوانم انجام دهم میرود. اگر چیزی برایم جذاب باشد، حتی در تنهایی هم با انرژی درگیرش میشوم. ذهنم شروع میکند به مرتب کردن مسائل، بررسی اتفاقات و برنامهریزی. معمولاً در تنهایی وارد فکرها و احساساتی میشوم که در حضور دیگران کمتر به آنها توجه میکنم. مرحله قبل مرحله بعد 14. کدام اتفاق بیشتر میتواند احساس آسیبپذیری تو را فعال کند؟ اینکه احساس کنم جای امنی ندارم یا نمیتوانم به شرایط اعتماد کنم. اینکه احساس کنم راهی برای تغییر وضعیت خودم ندارم. اینکه احساس کنم شور، توجه یا علاقهای که برایم مهم است از بین رفته. اینکه احساس کنم کنترل امور از دستم خارج شده یا تصمیم اشتباهی گرفتهام. اینکه احساس کنم در موقعیتی گرفتار شدهام و کسی واقعاً مرا نمیفهمد. 15. وقتی برای اولین بار وارد جمعی میشوی که کسی را نمیشناسی، معمولاً چه اتفاقی طبیعیتر برایت رخ میدهد؟ ابتدا سعی میکنم بفهمم فضا چطور است و چه رفتاری مناسبتر است. معمولاً کنجکاوم ببینم چه آدمها و فرصتهایی در این جمع وجود دارند. اگر فضا مناسب باشد، خیلی زود وارد گفتوگو و ارتباط میشوم. ابتدا بیشتر مشاهده میکنم تا متوجه ساختار و روابط جمع شوم. معمولاً مدتی از دور فضا را حس میکنم و بعد تصمیم میگیرم چقدر وارد شوم. 16. اگر از چند نفر که تازه با تو آشنا شدهاند بپرسی «اولین چیزی که در من توجهت را جلب کرد چه بود؟»، کدام پاسخ احتمالاً بیشتر به تو نزدیک است؟ «احساس کردم آدم قابلاعتمادی هستی.» «به نظر میرسید آدم فعالی هستی و ایدههای زیادی داری.» «انرژی و حضورت خیلی زود جلب توجه میکرد.» «به نظر میرسید خیلی دقیق و حسابشده هستی.» «اولش کمی سخت میشد فهمید دقیقاً چه فکری داری.» 17. در یک گفتوگوی گروهی، اگر موضوعی برایت جالب باشد، معمولاً چه نقشی پیدا میکنی؟ سعی میکنم گفتوگو برای همه راحت و سازنده پیش برود. ایده جدید مطرح میکنم یا بحث را به سمت دیگری میبرم. با شور و هیجان وارد بحث میشوم و دیگران را هم درگیر میکنم. روی نکتههای مهم تمرکز میکنم و اگر لازم باشد آنها را دقیقتر میکنم. بیشتر گوش میدهم و وقتی حرف میزنم سعی میکنم چیزی بگویم که لایه عمیقتری داشته باشد. مرحله قبل مرحله بعد 18. وقتی کسی در جمع با تو مخالفت میکند، واکنش بیرونی تو بیشتر شبیه کدام است؟ سعی میکنم فضا را آرام نگه دارم و به نقطه مشترک برسیم. وارد گفتوگو میشوم تا ببینم آیا میتوانیم به ایده بهتری برسیم. معمولاً سریع و مستقیم واکنش نشان میدهم و نظر خودم را بیان میکنم. سعی میکنم استدلال خودم را روشن و دقیق توضیح دهم. معمولاً کمی عقب میکشم و ترجیح میدهم قبل از ادامه بحث فکر کنم. 19. اگر در یک جمع متوجه شوی کسی احساس راحتی نمیکند، احتمالاً چه کار میکنی؟ تلاش میکنم او را وارد جمع کنم تا احساس راحتی بیشتری داشته باشد. موضوع یا موقعیتی پیدا میکنم که بتواند او را وارد تعامل کند. با شوخی، انرژی یا گفتوگوی مستقیم سعی میکنم حال او را بهتر کنم. ابتدا سعی میکنم بفهمم دقیقاً چه چیزی باعث ناراحتی او شده است. بدون اینکه خیلی جلب توجه کنم، فضا را برایش راحتتر میکنم. 20. وقتی قرار است کاری را همراه چند نفر انجام دهی، معمولاً دیگران بیشتر برای چه چیزی روی تو حساب میکنند؟ اینکه کار را تا پایان پیگیری کنم و حواسم به افراد باشد. اینکه ایده بدهم و کار را از حالت سکون خارج کنم. اینکه انرژی و انگیزه گروه را بالا نگه دارم. اینکه جزئیات را بررسی کنم و کیفیت کار حفظ شود. اینکه در شرایط پیچیده بتوانم زاویهای را ببینم که دیگران ندیدهاند. 21. فرض کن قرار است برای اولین بار در یک موقعیت اجتماعی مهم حاضر شوی. کدام موضوع بیشتر ذهنت را درگیر میکند؟ اینکه خودم و دیگران در آن فضا احساس راحتی داشته باشیم. اینکه چه آدمهایی را ببینم و چه فرصتهایی ممکن است ایجاد شود. اینکه حضورم چگونه باشد که فضا برایم جذاب و زنده شود. اینکه ظاهر، رفتار و نحوه ارائه خودم درست و مناسب باشد. اینکه فضای آنجا چه حسی دارد و آیا با آن محیط ارتباط برقرار میکنم یا نه. مرحله قبل مشاهده نتیجه در حال محاسبه نتیجه... شاید این مورد را نیز دوست داشته باشید مرکز خانه در فنگ شویی 1403-02-09 کاسه برکت و ثروت 1402-09-23 درمانگر آشپزخانه در فنگ شویی 1402-09-24 دیدگاهتان را بنویسید لغو پاسخدیدگاهبرای ارسال دیدگاه نام یا نامکاربری خود را وارد کنید برای ارسال دیدگاه آدرس ایمیل خود را وارد کنید آدرس وبسایت خود را وارد کنید (اختیاری) ذخیره نام، ایمیل و وبسایت من در مرورگر برای زمانی که دوباره دیدگاهی مینویسم.